زمین خدا (تزکیه نفس)

[24:21] اي کساني که ايمان آورده ايد، از گام هاي شيطان پيروي نکنيد. هرکس از گام هاي شيطان پيروي کند، بايد بداند که او به گناه و پليدي دعوت مي کند. اگر موهبت خدا و رحمت او بر شما نبود، هيچ يک از شما خالص نمي شد. ولي خدا هر که را بخواهد، خالص مي گرداند. خداست شنوا، دانا.

خدا یکتاست    نکته های یکتاپرستی   تزکیه نفس    زندگی    اخبار    معجزات ریاضی قرآن    رد حديث و سنت    سایت انگلیسی   سایت عربی    واسطه ها در پرستش و نیایش

دانلود

 

2016/10/22

فضاهای شیطانی

از شر شیطان رانده شده بخدا پناه می برم
بنام خدا بخشنده مهربان

فضای مجازی، گمراهی، وسوسه های شیاطین ، ابزارهای جدید، راه حل دوری از شیطان


تمدن جدید مشکلات جدی و جدیدی برای جامعه ما بوجود آورده است. نسل جدید ابزارها و روشهای دیگری را جهت زندگی برگزیده است و فضای مجازی جزو لاینفک زندگی او شده است و ناآگاهانه خودش را در معرض خطرات فراوانی قرار می دهد. توهمات ، داستانهای تخیلی ، فیلمهای سینمایی ، سریالهای تلویزیونی و مشروبات الکلی و مواد مخدر و بازیهای کامپیوتری مردم را وارد کانال و فضای دیگری می کند که در آن فضا، فرد براحتی گمراه می شود. یک سریال تلویزیونی که هر روزه فرد به تماشای آن می نشیند، می تواند فرد را با خود همراه کند و قلب و احساسات فرد را تحت تاثیر قرار دهد. کسی که یک فیلم را هر روزه نگاه می کند ، به معنای آن است که فرد از آن فیلم لذت می برد. وقتی آدم از یک چیزی لذت می برد، نشان از این دارد که به آن چیز ایمان دارد. غیر ممکن است که انسان از یک چیزی لذت نبرد و اما هر روزه به تمایل خود وقت بگذارد و آن را نگاه کند. کسی نمی تواند از یک توهم لذت ببرد، مگر اینکه به خود بقبولاند آن را و آن را باور کند. زمانی که یک فرد در اشعار یک شاعر غرق میشود و از آن لذت می برد، به معنای آن است که فرد تفکرات اشعار را قبول دارد و در این حالت فرد وارد فضای دیگری از ذهن میشود که غیر از فضای واقعی است. در اصطلاح علمی به این فضا که حالت دیگری از آگاهی است،فضای آلفا می گویند. هر انسانی بسته به فرکانسهای مغزی خود، از نظر روان حالات مختلفی در او ظاهر میشود. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا قرار می گیرد. اما در حالاتی که فرد در لذات و احساسات دنیوی و توهم مثل خواندن اشعار ، نگاه کردن به فیلم و بازیهای کامپیوتری غرق میشود، در این حالت امواج مغزی فرد در حالت آلفا قرار می گیرد. اما در حالات تفکر و حل مسائل منطقی و ریاضی امواج در حالت بتا قرار دارند. پس میتوان امواج مغزی را به چهار دسته کلی تقسیم نمود.

بتا:  حالت بیداری
آلفا: حالت احساسات و خلسه و توهم
تتا: حالت تله پاتی و...
دلتا: حالت خواب

هر چقدر که فرد بیشتر در احساسات و لذات ناشی از اشعار و فیلمها و مطالب فضاهای مجازی غرق شود، در حالت آلفای شدیدتری قرار می گیرد. در حالت آلفا از نیم کره سمت چپ (که مخصوص منطق و تفکر است) کمتر استفاده میشود و کلیه تصمیمات براساس نیم کره سمت راست (که مخصوص احساسات و توهم است) انجام می پذیرد. هنگامی که فرد وارد حالت آلفا میشود ، اطلاعات وارد شده به مغز او بدون پردازش در سمت چپ ، وارد ناحیه سمت راست میشود. به همین خاطر کسانی که درحالت آلفا قرار می گیرند، تصمیماتشان را براساس منطق و آموخته های قبلی خود انجام نمی دهند و به همین خاطر فرد در این حالت مرتکب انجام اعمالی میشود که در حالت عادی غلط و نادرست می داند. نکته مهم اینجاست که انسانها طوری ساخته شده اند که در حالت آلفا در کنترل کامل شیاطین و اجنه قرار می گیرند. اجنه و شیاطین فقط در سطح آلفا می توانند القاءات خود را بر انسان تحمیل کنند و کنترل افراد را در دست بگیرند و گناهان مختلف را بر او تحمیل کنند. کسی که گناه انجام می دهد در توهم به سر می برد و در واقع نزدیک به سطح آلفاست و به همین خاطر در تیررس شیاطین و اجنه قرار می گیرد. انسانها در حالت آلفا تلقین پذیرتر از همیشه میشوند. حربه شیطان برای کنترل کردن قربانیهای خود، این است که با وسوسه و نصیحت آنان را به سمت کانال آلفا می کشاند تا بتواند به طور کامل قربانیهای خود را کنترل کند.
 انسانها در طول زندگی در حالتهای مختلفی ناخواسته وارد آلفا میشوند؛ یکی چند دقیقه قبل از خواب و دیگری چند دقیقه بعد از بیداری و همچنین در لحظات مرگ.  به همین خاطر خدا می فرماید که آغاز و پایان روز خود را با نام و یاد خدا شروع و خاتمه دهید.
سوره انسان آیه 25 :  وَاذكُرِ اسمَ رَبِّكَ بُكرَةً وَأَصيلًا
ترجمه: و خدا را در اول صبح و آخر شب یاد کن.

در لحظات آخر زندگی هم افراد در حالت آلفا قرار می گیرند .
سوره قاف آیه نوزده : وَجاءَت سَكرَةُ المَوتِ بِالحَقِّ ذلِكَ ما كُنتَ مِنهُ تَحيدُ
ترجمه: سرانجام، سكرات اجتناب ناپذير مرگ فرا می رسد؛ اين همان است كه سعی می كردی از آن بگريزی.
گناه یک توهم است. با انجام هر کار گناه, فرد بیشتر به آلفا نزدیک میشود و بیشتر در تیررس اجنه و شیاطین قرار می گیرد. نماز انسان را از حالت آلفا خارج و به دنیای واقعی می آورد و به همین خاطر نماز انسان را از فحشا و منکر دور میکند. فحشا و منکر در حالت آلفا درست بنظر میرسند و فرد منطق خویش را در مورد درست بودن و یا نبودن اعمال فحشا و منکر از دست میدهد و فرد بدون توجه به تمام عواقب گناه آن را انجام میدهد. اگر کسی بتواند همیشه در فکر خدا باشد و خدا را ذکر کند و در دنیای واقعی زندگی کند فریب شیطان را نمیخورد. دروازه های ورود به حالت آلفا در قرآن مشخص شده است. نگاه به نامحرم. فکر گناه. استعمال مشروبات الکلی و مواد مخدر، غیبت و تمام صفات رذیله که خدا در قرآن نهی فرموده است.
شیاطین برای وادار نمودن انسانها به گناه و غرق نمودن آنان در گناه، سعی در بردن آنان به حالت آلفا دارند. زیرا اگر انسان در حالت کانال آلفا قرار گیرد, براحتی در اختیار شیاطین و اجنه قرار می گیرد.

چه چیزهایی انسان را به حالت آلفا میبرد؟

غرق شدن در توهمات، باور نمودن توهمات و ترسها، باور نمودن زیتنهای دنیایی، مصرف مسکرات و مخمرات و مواد مخدر و ... انسان را بطور مستقیم بحالت آلفا میبرد و در آنحالت فرد منطق و آموزه های دینی خویش را بکار نمی برد و دچار انواع گناهان میشود.
اکثر کسانی که قتل و جنایات وحشتناک انجام میدهند، اقرار می کنند که در حین انجام جنایت و گناه، کنترل خویش را در دست نداشته اند و عواقب انجام گناه برایشان اصلا مهم نبوده است. انسان طوری آفریده شده است که اگر در راه مستقیم خدا قرار نگیرد، براحتی منحرف می شود و هیچ تضمینی در خوشبختی دنیا و آخرت او وجود ندارد.

وضوگرفتن قبل از اقامه نماز ، انسان را از حالت آلفا بیدار می کند و به اصطلاح خودمانی ، افکار و احساسات آن فضا از سرش می پرد.  زیرا شستشوی اعضاء وضو یک عمل فیزیکی است و به همین خاطر به نوعی، قطع فضای آلفاست و به همین خاطر خدای مهربان می فرماید که قبل از اقامه نماز ، وضو بگیرید. خدا در مورد لفظ نماز از کلمه اقامه استفاده میکند (اقیموا الصلوه) و عبارت خواندن را برای نماز به کار نمی برد. زیرا نماز باید یک عمل فیزیکی باشد و باید اقامه شود نه فقط خواندن صرف. زیرا نماز انسان را به دنیای واقعی می آورد و او را از فضاهای آلفا و آلفا مانندها در می آورد. کسانی که در فضای آلفا بسر می برند و بدون قطع ارتباط با آن فضا، اقدام به خواندن نماز می کنند، نمازشان روی هواست و تاثیر گذار نیست. تماس با خدا باید عملی و آگاهانه باشد نه در حالت خلسه و توهم. عده ای از مردم امروزی نماز بجا نمی آورند و می گویند که نماز یک عمل فکری است و ما در فکر خویش نماز می خوانیم و نیازی به سجده و قیام نیست! این افراد می خواهند در همان حالت آلفا بسر برند و نمی خواهند بیرون بیایند و وارد دنیای واقعی شوند و احتمال انحراف این افراد بسیار بیشتر است.
جادوگران در زمانهای قدیم ابتدا بوسیله اشعار و توهمات و القاء ترس و وعده و وعید به مشتریان خویش، آنان را وارد حالت آلفای خود می کردند و در آن فضا فرد را برده خود می کردند. زیرا انسان فقط در حالت آلفا در تیررس مستقیم شیاطین قرار دارد. خدا خودش می فرماید که شیطان بر افرادی تسلط دارد که گمراه باشند (يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ).

سوره شعراء آیه 221 : هَل أُنَبِّئُكُم عَلى مَن تَنَزَّلُ الشَّيطينُ
ترجمه: آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كسانی فرستاده می ‌شوند؟

آیه 222: تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفّاكٍ أَثيمٍ
ترجمه: آنها بر هر گناهکار دروغ پردازی نازل می شوند.

آیه 223: يُلقونَ السَّمعَ وَأَكثَرُهُم كذِبونَ
ترجمه: آنها وانمود می کنند که گوش فرا می دهند، ولی بيشتر آنها دروغگو هستند.

آیه 224: وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ
و اما شاعران، فقط گمراهان از آنها پيروی می ‌كنند.

در آیه 224 خدای مهربان افرادی را گمراه (الغاون در عربی) اعلام نموده است که از شعراء (کسانی که احساسات دیگران را تحت تاثیر قرار می دهند) تبعیت می کنند. شعر در عربی فقط به معنای دو بیتی و غزل نیست ، بلکه به معنای هر آنچه که انسان را وارد احساسات و توهم و در نتیجه حالت آلفا کند هست. در آیه دیگری خدا می فرماید شیطان بر بندگان من تسلطی ندارد مگر گمراهان (الغاوین)

سوره حجر آیه 65:  إِنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطانٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ
ترجمه: "تو بر بندگان من هيچ قدرتی نداری. قدرت تو محدود به گمراهانی است كه از تو پيروی می ‌كنند.

با توجه به دو آیه،
سوره شعراء آیه 224: وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ
سوره حجر آیه 65:  إِنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطانٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ

 انسانهای در حالت آلفا (الغاوین)  مستقیم در تیررس شیاطین هستند. پس براحتی میتوان نتیجه گرفت که شیطان در حالت آلفا افراد را در اختیار خویش می گیرد و دستورات خود را به آنان دیکته می کند. دانستن این نکته جهت مبارزه با حربه های شیطان بسیار مهم است. بسته به شدت فضای آلفا، فرد منطق و استدلال خویش را از دست میدهد ؛ مثلا کسی که میداند دزدی و غیبت و تهمت بد است، در فضای آلفا براحتی قابل توجیه است. در فضای آلفا قوانین هوای نفس حاکم است زیرا محل جولان شیاطین است. افرادی که پیش دعانویسها و رمالان می روند، به نوعی به این افراد روی آورده اند و به کسی غیر از خدا برای حل مشکلات خویش پناه می برند. فرد دعانویس با چرب زبانی و وعده و وعیدهای کلی فرد را جذب خود می کند و یواش یواش فرد بیچاره وارد کانال آلفای دعانویس میشود و از همانجا به بعد برده ذهنی دعانویس میشوند. به همین خاطر این افراد نه یکبار بلکه چندین بار دیگر هم به دعانویس مراجعه می کنند زیرا وابسته فکری دعانویس میشوند و به کانال آلفا عادت کرده اند. دعانویس هم حرفهای کلی و دلخوش کن به فرد ارائه می دهد (آنچه که فرد مراجعه کننده دلش می خواهد باشد).

خدا میفرماید که نزدیک نماز نشوید وقتی که حالت سکر (چیزی که عقل را می پوشاند) به شما دست داده است (لا تقربوا الصلوه و انتم سکری). زیرا سکر فرد را به آلفا میبرد و نماز در فضای آلفا بی فایده است. دقیقا به همین دلیل نماز خیلی از افراد، نماز واقعی نیست. زیرا آنها در حین انجام نماز هنوز در افکار ناگسسته خود هستند. وضو قبل از نماز یک عمل فیزیکی است و افکار قبلی فرد را به هم می ریزد و او را به دنیای واقعی می آورد. به همین دلایل کسانی که در افکار خویش غوطه ورند، در حین نماز باید حتما وضو را تجدید کنند.
غرق شدن در لذات جنسی براثر سریالهای تلویزیونی و ماهواره ای و تصاویر اینترنتی و فضای مجازی، کانالی از آلفا برای افراد ایجاد می کند که بعد از مدتی به آن عادت می کنند و بعد از مدتی برای لذت بردن از زندگی مشترک، باید ابتدا خود را به آن کانال برگردانند تا بتوانند دوباره لذت ببرند. به همین خاطر بعد از مدتی با شریک زندگی خویش تضاد پیدا می کنند و کارشان به عدم تفاهم می کشد. تعداد و تعدد کانالهای آلفا به اندازه تعداد شیاطین است و هیچوقت دو فرد در فضای آلفا به اتحاد نمی رسند. لذات موجود در فضای آلفا بسیار محدود و بی ارزش است. فرد با این کار خود را از آن همه نعمتهای خدادادی محروم میکند. افرادی که در کانال آلفا به سر می برند و غرق در آن میشوند؛ در همان لذت ممنوعه غرق میشوند و تمام زندگی خود را وقف آن میکنند. وقتی که یک فرد در لذات جنسی غرق شده است، در برخورد با محیط خویش ، چشم چران است و چشمانش در مقابل حوادث دیگر کور است. تعداد فضای آلفا بسیار زیاد است و همین تعدد باعث شده است که افراد گناهکار و غرق در توهمات هیچوقت یکدیگر را درک نمی کنند ، بجز در برخورد با اقلیتهای همچون خود. اما افراد باایمان در فضای خدا قرار دارند و در راه مستقیم خدا قرار دارند و همدیگر را درک می کنند و در خواب و خیالات و توهمات به سر نمی برند. گاهی توهمات یک کشور و ملت را به نابودی می کشاند. هیتلر با ایجاد توهم و حرفهای احساساتی آن همه را فریب داد و میلیونها را به کشتن داد.

شیطان به حوا و آدم وسوسه کرد که درخت  ممنوعه با ارزشتر از نعمتهای دیگر است و آن قدر وسوسه کرد تا که آنان را وارد کانال آلفا نمود و آنان در کانال آلفا مرتکب گناه بزرگ شدند  و از بهشت بیرون رانده شدند. در بهشت آن همه نعمت بود، شیطان همه آن نعمتها را بخاطر یک توهم و دروغ از آنان گرفت. چه خسران بزرگی!

سوره عصر: قسم به عصر. براستی انسان در خسران و زیان بسر می برد، مگر کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند و به طرف حق و صبر نصیحت کنند.

عده ای آنقدر در خواندن و مطالعه جملات قصار و رمانها غرق شده اند که ناخواسته و بدون آن که بفهمند وارد کانال آلفا شده اند. زیرا تفکرات آنان منجر به عمل صالح نمی شود و مطالعات آنان بی فایده است و بی بهره. مطالعه ای که منجر به عمل نشود، یعنی مطالعه شما براساس واقعیت نیست و شما هنوز در کانال آلفا بسر می برید و خودت خبر ندارید. بزرگترین مشکل جوانان عصر ما عمل نکردن به دانسته هاست. 
کسانی که وارد فاز آلفا میشوند، از آنجا که از حافظه سمت چپ خود بهره نمی برند و بیشتر احساسات و توهمات را دنبال می کنند، کم کم  دچار فراموشی و آلزایمر میشوند و حافظه سمت چپ آنان روز بروز ضعیفتر میشود. مشکل بزرگ بشریت این است که نمی خواهد تصمیماتش را براساس نیمکره سمت چپ اتخاذ کند. 
فضای آلفا باعث تضاد درونی افراد میشود، تضاد درونی باعث بروز بیماریهای گوناگون میشود. فضای آلفا هورمونهای زنانه و مردانه افراد را تغییر می دهد و نظم آنها را بهم می ریزد. زیرا بدن ما فقط برای زندگی در دنیای واقعی آفریده شده است و با فضای آلفا سازگار نیست و به همین خاطر افراد توهمی و گناهکار زود دچار مریضی میشوند. یک دانشمند اروپایی در قرن شانزده چندین ساعت  پاندول دار را در یک اتاق روی یک دیوار کنار هم قرار داد و پاندول آن ساعتها را به طور ناهماهنگ با هم بکار انداخت. بعد از یک روز یواش یواش پاندول آن دو ساعت با همدیگر هماهنگ شدند. در سال 1665 میلادی دانشمندان از مشاهده پدیده عجیبی خبر دادند؛ دو ساعتی که از یک دیوار آویخته شده باشند، هر چند در ابتدا جهت مخالفی داشته باشند در نهایت هماهنگ می شوند. با توجه به این مثال که فیزیکی بود، میتوان متوجه شد که موسیقی و ریتمهای موسیقی و فیلم بر روی بینندگان و شنوندگان خود تاثیر مستقیم دارند. کافی است که افراد در آن موسیقی ها و فیلمها غرق شوند تا وارد کانال آلفا شوند. حتی زنانی که در محیطهای خانوادگی به غیبت و مسخره کردن افراد دیگر می پردازند، بعد از مدتی سیکل قاعدگی آنان مثل هم میشود. زیرا هورمونهای زنانه آنان به علت غرق شدن در توهمات و گناه تغییر می کند. غرق شدن در موسیقی های ریتمیک باعث میشود که فرکانسهای مغز تغییر یابد و فرد را در حالات آلفا قرار می دهد.
 یک سریال تلویزیونی که هر روز وقت می گذارید و آن را نگاه می کنید، در واقع دارید با آن سریال زندگی می کنید و ناخودآگاه در کانال افکار آن فیلم قرار می گیرید و بعد از مدتی منطق و استدلال خویش را در مورد وقایع خیانت و روابط غیراخلاقی از دست می دهید. ناخودآگاه فضای خانواده پر از تنش می شود.

راهکارهای مبارزه با کانالهای آلفا:
1.     جهاد با نفس اماره یکی از راهکارهای مهم برای دوری از کانالهای آلفاست.

2.     اگر وسوسه های از طرف شیطان به شما روی آورد، فورا به خدا پناه ببرید
سوره فصلت آیه 36: وَإِمّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيطٰنِ نَزغٌ فَاستَعِذ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ العَليمُ
هرگاه شيطان تو را به چيزی وسوسه کند، به خدا پناه بر. اوست شنوا، دانای مطلق.

3.     مقابله با وسوسه شیاطین
سوره اعراف آیه 201 :  إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوا إِذا مَسَّهُم طٰئِفٌ مِنَ الشَّيطٰنِ تَذَكَّروا فَإِذا هُم مُبصِرونَ
كسانى كه پرهيزكارند، هرگاه شيطان با ايده اى به آنها نزديك مى شود، به ياد مى آورند و در اثر آن بينا مى شوند.
4.      
سوره زخرف آیه 36 : وَمَن يَعشُ عَن ذِكرِ الرَّحمٰنِ نُقَيِّض لَهُ شَيطٰنًا فَهُوَ لَهُ قَرينٌ
هر كس پيام بخشنده ترين را ناديده بگيرد، ما برای او شيطانی تعيين می كنيم تا همزاد دائمی او باشد.
5.      
سوره رعد آیه 28 : الَّذينَ ءامَنوا وَتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِكرِ اللَّهِ أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ
آنها کسانی هستند که با ياد خدا دل هايشان شاد می شود. مسلماً، با ياد خدا دل ها به وجد می آيند.
6.      
با توجه به دو آیه،
سوره شعراء آیه 224: وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ
سوره حجر آیه 65:  إِنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطانٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ

براحتی میتوان متوجه شد که توهم و احساسات بزرگترین طریقه برای انحراف افراد بوسیله شیطان است. لذتهای دنیوی زیادی در دنیای امروزی وجود دارد شامل اشعار و فیلمهای سینمایی و رمان و جملات قصار و سریالهای تلویزیونی و شبکه های اجتماعی و مواد مخدر و مشروبات الکلی و ... که مردم را به فضای آلفا می برند و طبق دو آیه بالایی شیطان بر بندگان خدا مسلط نیست ؛ مگر اینکه بوسیله توهم و احساسات در کانال آلفا قرار گرفته باشند. نماز و روزه و زکات و حج چهار علامت و چراغ خدا هستند که بر سر راه مستقیم خدا قرار دارند تا که مردم از خط اصلی و مستقیم خدا خارج نشوند و وارد کانالهای آلفای کمین گرفته در سر راه نشوند. بزرگترین دلیل تمایل به توهم و فضاهای آلفا، فرار از واقعیت و تغییر واقعیت آنجوری که هوای نفس می خواهد، است. 


2010/09/09

نفسهاي ضعيف


نفسهاي ضعيف نفسهايي هستند كه به اندازه كافي در اين دنيا تزكيه داده نشده اند. خداي قادر متعال بهشت و جهنم را براساس نفسهاي مطمئن و ضعيف تقسيم خواهد كرد. خدا در قيامت كاري به دين مادرزادي ندارد (يا ايتها النفس المطمئنه) . آن چيزي كه در قيامت معيار قضاوت است نفس است نه مقام و رتبه دنيوي. كساني كه به اندازه كافي نفسشان را پرورش نداده اند ، در زندگي دنيوي هم نمي توانند جلو وسوسه ها مقاومت كنند و خيلي راحت و سريع جذب شهوات و مال دنيا و مقام مي شوند. خيلي از افراد در زندگي دنيايي خويش خيلي چيزها مي دانند ، زماني كه در مورد دين حرف مي زنند ، مي توانند به اندازه چهل كتاب حرف بزنند ، اما به اندازه كافي نفسشان را پرورش نداده اند. به همين خاطر خيلي راحت به سمت گناه برمي گردند. حتي وضعيت براي آنان جوري مي شود كه بعد از مدتي از دانسته هاي خويش نا اميد مي شوند. زيرا كاملا متوجه مي شوند كه دانسته هاي آنان ، آنان را در مقابل ارتكاب گناه بيمه نكرده است. به طور كامل ضررات نگاههاي شهواني را مي دانند ، اما نمي توانند جلو خودشان را بگيرند. واقعا دانسته هاي او به دردش نمي خورد.نسل جديد ، حتي بچه هاي دبستاني دانسته هاي زيادي دارند. بعضي از مكاتب عرفاني حرفهاي بسيار خوب براي پيروانشان دارند. حرفهايي مي زنند كه اكثرا هم صحيح است. راهي كه مي روند فقط ذهني است. ذهنا از حرفهاي خويش لذت مي برند ، ذهنا از خواندن اشعار لذت مي برند.خداي قادر متعال شعرايي را كه به گفته هاي خويش عمل نمي كنند ، مذمت كرده است (سوره شعرا). گفته هاي فقط ذهني ، انديشه هاي بي عمل به نوعي درجازدن است و هيچگونه تاثيري در پرورش نفس ندارد. در واقع اين عده ذهن خويش را مملو از افكار فلسفي و عرفاني و منطقي نموده اند ، اما ذره اي نفس را تزكيه نداده اند. اين فرد با فرد كاملا بيسواد از نظر خدا فرق ندارد و شايد فرد بيسواد بهتر عمل كرده باشد. در جامعه اي كه چنين باشد ، نشان از اين است كه سواد و علم آن جامعه مشكل دارد. كساني كه در حوزه هاي علميه فلسفه و منطق و شعر مي خوانند و به اصطلاح ملا مي شوند ، كو چكترين مزيتي بر يك فرد عامي ندارند. زيرا درسهايي كه آنان مي خوانند فقط لذتهاي ذهني است و كوچكترين تاثيري در تزكيه نفس ندارد. لذتهاي ذهني را نبايد با تزكيه نفس اشتباه گرفت. آن چيزي كه نزد خدا اعتبار دارد ، ارزش واقعي نفس است. بعضي ها در برهه اي از زمان ، كتاب فلسفه ، منطق ، شعر ، رمان ويا حتي فيلم مي خوانند و در آن لحظه فكر مي كنند كه نفسشان پاك شده است و چندين درجه صعود كرده است. اما بعد از مدتي كه در آزمايش زندگي قرار مي گيرند به دانسته هاي خويش عمل نمي كنند. مثل يك فرد مست كه در زمان مستي از خوبي و كارهاي خوب حرف مي زند ، از عشق ، محبت و ... حرف مي زند و با همه دنيا مي خواهد از در دوستي وارد شود. اما زماني كه مستي اش مي پرد ، دوباره همان اخلاق اصلي خويش را ادامه مي دهد. فقط انگاره هاي ذهني ، فقط خوشي هاي ذهني ، جملات فلسفي و منطقي نمي تواند آدمي را نجات دهنده باشد. زماني كه فيلم ژان وال ژان را مي بينيم ، از نظر ذهني خيلي لذت مي بريم. زماني كه سرگذشت پيامبران را مي خوانيم ، از نظر ذهني خيلي لذت مي بريم. زماني كه يك فيلم مي بينيم كه قهرمان فيلم براي برپايي عدالت تلاش مي كند ، از نظر ذهني خيلي لذت مي بريم و هيجان سراسر وجودمان را تحت تاثير قرار مي دهد. اما چرا همان فرد در زندگي خويش چنين نقشي را عملا ايفا نمي كند. چرا در اداره براي ريا و تظاهر نماز بجا مي آورد و عملا براي غير خدا نماز بجا مي آورد. چرا در اداره خالصا براي خدا كار مردم را راه نمي اندازيم! چرا زكات مالش را نمي پردازد؟ چرا در چشم چراني كم نمي گذارد؟ چرا در راه خدا از جان خويش مي ترسد؟ و هزاران چراي ديگر ... در واقع عمل به دانسته هاست كه نفس را تزكيه مي دهد. بدون عمل (صرفا ايده هاي ذهني) نفس كوچكترين پيشرفتي نمي كند. شايد تعجب كنيد كه عمل به يكي از دانسته ها (فقط يكي ) ، زندگي شما را كلي زير و رو مي كند. مي توانيد آزمايش كنيد. فقط به چند تا از دانسته هاي خويش عمل كنيد بعد نتيجه را ببينيد. راز اين كار هم در يك كلمه خلاصه مي شود و آن هم "خدا" است. همه مي دانيد كه شيطان بزرگترين دشمن آدمي است. شيطان دوست دارد كه انسان از حرفها فقط ذهنا لذت ببرد و اهل عمل نشود. كساني كه اهل عمل نيستند در واقع به سمت شيطان گرايش پيدا كرده اند و از خدا دور مي شوند (حتي اگر چنين فردي در مورد خدا مدام حرف بزند ). كسي هم كه از خدا دور شود ديگر خدا با او نيست و تنهاست. تنهاي تنها. شايد از اين حرف تعجب كنيد . كسي كه خدا با او نباشد ، تنهاي تنهاست. به همين خاطر در وسوسه ها نمي تواند جلو خودش را بگيرد و خيلي راحت مرتكب گناه مي شود و فريب شيطان را مي خورد. انسان بدون پشتيباني خدا هيچ است. زماني كه خدا ما را آفريد از همه ما تعهد گرفت كه فقط او را پرستش كنيم و كسي ديگر را شريك در صفات او تصور نكنيم.

2010/08/17

نگاهها را کنترل کنید

از شر شیطان رانده شده به خدا پناه می برم
بنام خدا بخشنده مهربان

نگاهها را کنترل کنید

نگاه کردن بزرگترین راه ارتکاب گناه است (هر آنچه دیده بیند دل کند یاد ) . بوسیله نگاه کردن اولین قدم از گناه برداشته می شود. نگاه کردنهای بیخود باعث ایجاد نگاههای شهوت آلود ، حسادت ، چشم چرانی و ... می شود. خدای قادر متعال به ما دستور داده است که نگاههای خویش ر ا کنترل کنیم. بدون کنترل آگاهانه نگاه نمی توان نفس خویش را تزکیه داد. معیار خدا برای ورود به بهشت ، میزان پاکی و کنترل نفس است. در حال حاضر خدای قادر متعال هفت آسمان آفریده است . در روز قیامت آسمان هشتمی هم آفریده خواهد شد. این آسمان هشتم محل شیطان و جهنمی هاست. آسمان هشتم خودش هفت قسمت دارد (15:44) که شیطان و انسانهای در حد بدی شیطان در طبقه زیرین آن خواهند بود. در روز حساب و کتاب افرادی که گناههای زیادی مرتکب شده اند ، بارشان سنگین خواهد بود و نفس آنان متمایل است که در آسمان هشتم بماند ؛ حتی اگر هم خود بخواهند نمی توانند وارد آسمانهای دیگر شوند. زیرا نیروی کافی ندارند و این به آن علت است که آنان به اندازه کافی نفس خویش را پرورش نداده اند. نفسشان ضعیف است و به همین علت توان نزدیک شدن به قلمرو بهشت را ندارند. با اختیار کامل وارد جهنم خواهند شد زیرا تواناییشان همین است. خود هم آن را به طور کامل درک می کنند . اما افراد با نفس مطمئن می توانند در قلمرو آسمانها پرواز کنند و از همه نعمتهای خدا استفاده کنند.
در زمان حیات خویش از هر خیابان و برزنی که رد شده اند تمام آدمهایش را سر تا پا ، چک کرده اند . در هر مجلس و میهمانیی همه را نگاه کرده اند و به این طریق نتوانسته اند چشمان خویش را کنترل کنند . چشم و فکر محل کنترل نفس هستند. خدای قادر متعال بیهوده دستور صادر نمی کند.

[24:31] وقل للمؤمنت يغضضن من ابصرهن ويحفظن فروجهن ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها وليضربن بخمرهن على جيوبهن ولا يبدين زينتهن الا لبعولتهن او ءابائهن او ءاباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخونهن او بني اخونهن او بني اخوتهن او نسائهن او ما ملكت ايمنهن او التبعين غير اولي الاربة من الرجال او الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن وتوبوا الى الله جميعا ايه المؤمنون لعلكم تفلحون

[24:31] و به زنان باايمان بگو که نگاه خود را مهار کنند و نجابت خود را حفظ نمايند و هيچ قسمتي از اندام خود را آشكار نكنند، مگر آنچه لازم است. بايد سينههاي خود را بپوشانند و اصول لباس پوشيدن را در حضور ديگران رعايت كنند، غير از شوهرانشان، پدارانشان، پدرشوهرانشان، پسرانشان، پسران شوهرانشان، برادرانشان، پسران برادرشان، پسران خواهرانشان، زنان ديگر و خدمتكاران يا كاركنان مرد كه ديگر تمايل جنسي ندارند، يا بچههايي كه بالغ نشدهاند. و هنگام راه رفتن طوري قدم برندارند تا برخي از اعضاي بدنشان را تكان دهند و نمايان سازند. همه شما به خدا توبه كنيد، اي ايمان آورندگان، باشد كه موفق شويد.*

متاسفانه عده ای از مردم خود را فریب می دهند و مثلا می گویند که : بابا من دیگر بزرگ شده ام و با نگاه کردن منحرف نمی شوم ، من خودم دنیا دیده ام! به همین علت روزمره مشغول نگاه کردن به شوهای ماهواره ای و تلویزیونی ، فیلمهای شهوت انگیز و ... است. در عین حال دم از ایمان می زند. آیا خدا واقعا دستور بیهوده صادر فرموده است؟

از همین امروز شما می توانید در جهت کنترل نگاه خویش قدم بردارید و نفس خویش را در این مورد تنبیه کنید. کنترل نگاه باید آگاهانه و اختیاری باشد. در صورت کنترل آگاهانه نگاهها (نه اجباری) ، دیگر شما به مرحله جدیدی وارد خواهید شد و بیشتر به خدا نزدیک خواهید بود. ترک لذتهای نفسانی و نگاههای شهوت آلود بهترین لذت است.

اگر لذت ترک لذت بدانی دیگر لذت نفس ، لذت نخوانی

رمضان مبارک!


2010/05/07

آجر حياتي

آجر حياتي

قدرت خدا بالاتر از هر قدرتي است. تصور کنيد که يک معمار ساختماني بنا مي کند و در طي ساخت ، يکي از آجرها را به طرز خاصي طراحي ميکند و آن را در يک جاي بخصوصي از ساختمان ميگذارد . خاصيت اين آجر اين است که در صورت برداشتن و يا آسيب ديدن آن آجر خاص، کل بنا به هم مي ريزد. به اين آجر ، آجر بحراني مي گويند. فقط سازنده ساختمان قادر به تشخيص اين آجر است. داستان بالا فقط جهت مثال عرض شد. تمام زواياي زندگي ما ، داراي چنين آجري است. تک تک افراد و اشياء داراي چنين آجري هستند. اما فقط خدا قادر به تشخيص اين آجر است. هر وقت و هر زمان که بخواهد آن آجر را بر مي دارد. هر انساني هرچند قدرتمند ، داراي چنين نقطه ضعفي است که در وقت مقرري ، مشخص خواهد شد. کشتي تايتاينک بسيار محکم ساخته شده بود. زماني که تايتانيک تمام شد و ساخته شد ، يک خبرنگار از سازنده اش پرسيد: شما فکر مي کنيد که اين کشتي چقدر محکم است ؟ سازنده کشتي با کمال غرور و تکبر در جواب او گفت: آنقدر محکم که حتي خدا هم نمي تواند آن را غرق کند!! اين سخن سازنده نشان از ناديده گرفتن قدرت خدا است. قدرت خدا غير قابل پيش بيني است. کشتي تايتانيک بسيار مجهز و محکم ساخته شده بود. اما غافل از اينکه هر چيزي و هر کسي يک آجر حياتي دارد. کسي فکر نمي کرد که کشتي مذکور براحتي غرق شود. کشتي با خوردن به يک تکه سنگ غرق شد. در حالي که کشتي هاي ديگر از روي تکه سنگهاي بزرگتر از آن هم عبور کرده اند. اما وقتي خدا مدت عمر کسي و يا چيزي را پايان دهد ، به طريق خارق العاده اي آن را از بين مي برد. خيلي از افراد دنبال خانه و ماشين هاي مدل بالا مي روند و براي بدست آوردن آن هم تلاش مي کنند و فکر ميکنند که بعد از آن در امانند. اما بعدا طي يک حادثه ساده ، تمام آرامش زندگيشان به هم مي خورد . قدرت خدا بالاتر از هر قدرتي است. خدا بزرگتر از هر قدرت و نيرويي است و هيچ چيزي براي خدا غير ممکن نيست. درمان هر بيماريي و هر دردي براي خدا ممکن است. هر بيماري و مريضيي و مشکلي شايد به دليل نبود آجر بحراني بوجود آيد . فقط خدا قادر به تشخيص آن است و فقط خدا قادر به انجام آن است و فقط خدا مي تواند آن را حل کند. در اين جا متوجه مي شويم که چرا ما بايد فقط از خدا کمک بخواهيم و فقط خدا را وکيل خويش قرار دهيم و فقط بر او توکل کنيم. کافي است که از ته دل از خدا بخواهيم. خدا خودش مي فرمايد که : ادعوني استجب لکم. اين فرمايش خدا شوخي نيست و استثناء بردار هم نيست. آيا خدا براي بندگانش کافي نيست؟ آيا قدرت خدا به شما آرامش نمي دهد؟ فرعون دنبال بچه هاي کوچک مي گشت و هربچه اي کم سن وسال مي يافت ، او را مي کشت. فرعون دنبال موسي بود. اما غافل از اينکه تمام آجرهاي بحراني دست خداست. اگر خدا بخواهد موسي را نزد و چلو چشمان فرعون پرورش مي دهد. همين کار را هم کرد. کسي که دنبال بچه مي گشت تا او را بکشد ، خدا بچه را دقيقا در آغوش خود او بزرگ کرد. همين داستان قدرت و عظمت خدا را نشان مي دهد. قدرت خدا بالاتر از هر قدرتي است. الله اکبر



2010/01/08

ارتباط هميشگي با خدا


انسان فراموشكار است. انسان زماني كه توانايي فراهم كردن چيزي را داشته باشد ، خدا را فراموش مي كند. هر چه تكنولوژي پيشرفته تر مي شود ، ميزان كفر و ناسپاسي انسان بالاتر مي رود. انسانها زماني از آب چشمه ها براي نوشيدن استفاده ميكردند و هر زمان كه آب آن چشمه ها خشك مي شد ، انسانها رو به آسمان مي كردند و خدا را مي خواندند و از او تقاضاي باران ميكردند. اما حالا تكنولوژي پيشرفت كرده است و با باز و بسته كردن يك شير ، آب جريان پيدا مي كند و در هر خانه اي آب فراوان يافت مي شود و كسي كمبود آب را احساس نمي كند و حتي اگر آب هم كم بيايد ، كسي دست به دعا بر نمي دارد و خدا را براي آب نمي خواند. انسان نقش خدا را در زندگي و در نعمتهاي مدرن فراموش كرده است. به عبارت ساده تر هر چه كه تكنولوژي و امكانات زندگي بيشتر و بهتر مي شود ، نقش خدا در زندگي كمتر مي شود. به همين دليل ، آرامش در زندگي مدرن بسيار كم است ؛ زيرا امكانات بدون نقش و ياد خدا لذت بخش نيست.

[43:11] والذي نزل من السماء ماء بقدر فانشرنا به بلدة ميتا كذلك تخرجون
[43:11] اوست که از آسمان آب را به ميزان دقيق فرو مي فرستد تا با آن سرزمين هاي مرده را دوباره زنده کند. مشابه آن، شما برانگيخته خواهيد شد.

خواستن و شكرگذاري از خدا بسيار مهم است . آب سرد چشمه بسيار لذت بخش تر است از آب سرد دستگاه فريزر . زيرا شما در حين نوشيدن آب چشمه ، منبع و خالق آن را به خدا نسبت مي دهيد و مدام مي گوئيد ما شاء الله و خدا را شكر ميگوئيد. اما در حين خوردن آب داخل فريزر ، آن را از خود مي دانيد و خدا را شكر نمي گوئيد. به همين خاطر است كه آب فريزر لذت بخش تر از آب چشمه نيست . انسان بايد همه نعمتها را به خدا نسبت دهد و مدام خدا را شكرگذاري و سپاس گويد ؛ تا زندگي برايش لذت بخش شود. تنها از اين طريق است كه روح انسان سير مي شود. در استفاده از هر نوع نعمت و وسيله اي ، شامل كامپيوتر ، اتوموبيل ، يخچال ، موبايل ، كشتي و ... بايد خدا را سپاس و شكر گفت. در اين حالت استفاده از آن وسايل و امكانات لذت بخش و دلنشين است. انسان آب چشمه را به خدا نسبت مي دهد ، اما آب داخل فريزر را به خود نسبت مي دهد و آن را از آن خود مي داند ، به همين خاطر است كه آب چشمه لذت بخش تر از آب فريزر است. اين نشان مي دهد كه ما بايد هر نعمت و وسيله اي از تكنولوژي جديد را هم به خدا نسبت دهيم و او را شكر گذاري كنيم. در غير اين صورت امكانات جديد و تكنولوژي جديد براي ما آرامش بخش نيست و روز به روز بيشتر اعصاب ما را خرد ميكند.

[14:7] واذ تاذن ربكم لئن شكرتم لازيدنكم ولئن كفرتم ان عذابي لشديد
[14:7] پروردگارتان مقرر كرده است: "هرچه بيشتر شكر مرا به جا آوريد، بيشتر به شما مي دهم." اما اگر ناسپاس شويد، پس مجازات من شديد است.

انسان نمي تواند در زمانهاي سختي و مشكلات به خودش دروغ بگويد . به همين خاطر در زمانهاي سختي از فقط خدا مي خواهد و فقط خدا را مي خواند. اما همينكه از آن مشكل نجات يافت دوباره عادت غلط اوليه را از سر مي گيرد.

[10:12] واذا مس الانسن الضر دعانا لجنبه او قاعدا او قائما فلما كشفنا عنه ضره مر كان لم يدعنا الى ضر مسه كذلك زين للمسرفين ما كانوا يعملون
[10:12] هنگامي كه آسيبي به انسان برسد، درازكشيده، نشسته، يا ايستاده به ما التماس ميكند. اما همين كه آسيب را از او برداريم، او چنان به راه خود ادامه مي دهد كه گويي هرگز براي رهايي از آسيب به ما التماس نكرده بود! اعمال ستمكاران اين چنين در نظرشان زيبا جلوه مي كند.

شكرگذاري و خواندن خدا در همه حال ، نوعي ارتباط با خداست. ارتباط هميشگي با خدا زندگي ما را بيمه مي كند و پشتيباني خدا را به همراه دارد. كساني كه در زندگي و نسبت به نعمتهاي جديد شكرگذار نيستند ، ارتباط خود با خدا را قطع كرده اند و به همين خاطر خيلي راحت دچار گناه مي شوند. خلي راحت تحت تاثير وسوسه هاي شياطين قرار مي گيرند و خيلي راحت از راه راست گمراه مي شوند. شكرگذاري خدا و خواندن فقط خدا ارتباط با خداست. اين ارتباط را حتي براي يك لحظه هم قطع نكنيد ، تا از شر وسوسه شياطين محفوظ بمانيد.

2009/12/16

فقط همين يك گناه


معمولا انسانها در انجام گناهان خود را فريب مي دهند. آنها دنبال بدست آوردن پول و ثروت هستند و در اين راه از هر روشي هم استفاده مي كنند. در پست اداري مجوز غيرقانوني صادر ميكنند و براي آن رشوه دريافت ميكنند. پيش خود فكر ميكنند و ميگويند : فقط همين يك گناه را مرتكب مي شوم ولي بعد كه پول كافي و سرمايه اوليه كافي گيرم آمد ، با خيال راحت زندگي سالمي را شروع ميكنم و آدم صالحي ميشوم و موقعيت خوبي پيش فاميل و دوستان پيدا ميكنم. چنين فردي علنا به پول و سرمايه اتكا كرده است ، زيرا او خوشبختي خويش را در سرمايه اوليه ميداند. داشتن پول و سرمايه اوليه براي او به يك عقده تبديل شده است ، به همين خاطر رشوه ، رياكاري ، دروغ را در بدست آوردن سرمايه اوليه به كار مي برد و پيش خود فكر ميكند و مي گويد : من سرمايه اوليه را از طريق رياكاري و دروغ و رشوه بدست مي آورم (معمولا او خود را براي دروغ و رياكاري و ... خوب توجيه ميكند و مثلا ميگويد كه همه اينكار را ميكنند و همه جا اينجوريه!) ، اما بعد از آن زندگي كاملا سالمي را شروع ميكنم و ديگر دست به دروغ و ريا و رشوه هم نمي زنم و بعد خوشبخت خوشبختم.
خداي مهربان در قرآن مثال زيبايي را در مورد چنين افرادي ميفرمايد. داستان يوسف و برادرانش را كه ميدانيد. برادارن يوسف به يوسف حسد مي ورزند و محبت پدر نسبت به يوسف براي آنها به يك عقده بدل مي شود.

[12:8] اذ قالوا ليوسف واخوه احب الى ابينا منا ونحن عصبة ان ابانا لفي ضلل مبين
[12:8] آنها گفتند: "يوسف و برادرش مورد علاقه پدرمان هستند و ما در اكثريت هستيم. درواقع، پدر ما بسيار گمراه است.

همين حسد و خودخواهي باعث ميشود كه آنها براساس قاعده " فقط همين يك گناه" فكر كنند. آنها ميگويند : بياييد يوسف را بکشيم، يا او را دور کنيم، شايد قدري توجه پدر را جلب كنيم. پس از آن مي توانيم مردمي صالح و درستکار شويم. پس ميبينيم كه حتي برادران يوسف در ارتكاب گناهشان ، در نظر داشتند كه فقط همان يك گناه را انجام دهند.

[12:9] اقتلوا يوسف او اطرحوه ارضا يخل لكم وجه ابيكم وتكونوا من بعده قوما صلحين
[12:9] "بياييد يوسف را بکشيم، يا او را دور کنيم، شايد قدري توجه پدرتان را جلب كنيد. پس از آن مي توانيد مردمي صالح و درستکار شويد."

قانون "فقط همين يك گناه" يك قانون شيطاني است. شيطان از اين طريق خيلي ها را گمراه ميكند. به عنوان مثال زن و شوهري را در نظر بگيريد كه در زندگي خويش دچار اختلاف شده اند. از بس كه با هم جر و بحث ميكنند ، از هم خسته مي شوند و زود ميخواهند كه از آن اعصاب خردي فرار كنند و به همين جهت راه غلطي را انتخاب ميكنند. مثلا پيش خود مي گويند: از همسرم جدا ميشوم و بعد يك شوهر يا زن ديگر مي گيرم كه مطابق با اميال و خواسته هاي من باشد و ديگر بعد از آن مي دانم كه چطوري زندگي خوشي داشته باشم. ديگر بعد از آن مي دانم كه چطوري با همسر جديدم خوب برخورد كنم و او را رام خود ميكنم و زندگي سالمي را در پيش مي گيرم و آدم خوبي ميشوم و آرامش پيدا ميكنم و ...

اينها همه اش حيله شيطان است. آدم بايد سعي خويش را در تصحيح و اصلاح امور و مشكلات بكند. براي اين اصلاح بايد خودخواهي و غرور را كنار گذاشت. اگر برادران يوسف خودخواهي و غرور را در وجود خود از بين مي بردند ، وضعشان آن نمي شد. قاعده شيطاني "فقط همين يك گناه" از قواعد كاري شيطان است. معمولا كسي كه براساس اين قاعده عمل كند ، براي گناههاي بعدي هم راه مي افتد. در انجام گناه ، برنداشتن قدم اوليه خيلي مهم است. قدم اول را برداشتي ، بقيه قدمها خيلي راحتتر گذاشته مي شوند. كسي كه قدم اول را بگذارد ، خودبخود معتاد آن گناه ميشود.
مثلا كسي كه معتاد الكل است ، ابتدا براي خوشي و كسب آرامش آن را مي نوشد. او پيش خود فكر ميكند و ميگويد : بابا حداقل يكبار مصرف كنم تا كه مقداري آرامش پيدا كنم. بعد كه مصرف كرد ، به آن عادت ميكند و چند بار ديگر هم مصرف ميكند و بعد از مدتي كه چشم باز ميكند ، مي بيند كه معتاد شده است و نمي تواند بدون الكل و مواد مخدر زندگي كند.
قدم اوليه را در انجام گناهان برنداشتن خيلي مهم است. شما اگر ميخواهيد كه از گناه پرهيز كنيد ، حتما در گذاشتن قدم اوليه محتاط باشيد و فريب شيطان را نخوريد.

[24:21] يايها الذين ءامنوا لا تتبعوا خطوت الشيطن ومن يتبع خطوت الشيطن فانه يامر بالفحشاء والمنكر ولولا فضل الله عليكم ورحمته ما زكي منكم من احد ابدا ولكن الله يزكي من يشاء والله سميع عليم
[24:21] اي کساني که ايمان آورده ايد، از گام هاي شيطان پيروي نکنيد. هرکس از گام هاي شيطان پيروي کند، بايد بداند که او به گناه و پليدي دعوت مي کند. اگر موهبت خدا و رحمت او بر شما نبود، هيچ يک از شما خالص نمي شد. ولي خدا هر که را بخواهد، خالص مي گرداند. خداست شنوا، دانا.

مثلا كسي كه ميخواهد زن بگيرد ، انواع و اقسام دروغها را ميگويد تا كه همسر دلخواهش را بستاند. او پيش خود ميگويد: اين دروغها را ميگويم تا كه زن بگيرم ، بعد ديگر دروغ نمي گويم ، زيرا اين دروغ اوليه لازم است و شرايط جامعه چنين اقتضا مي كند ! چنين فردي در زندگي آينده اش هم خوشبخت نمي شود زيرا قدم اول را درست برنداشته است. پس قدم اول خيلي مهم است. شيطان آدم و حوا را با همين حيله از بهشت بيرون كرد . شيطان به آنها گفت كه اگر از اين درخت بخوريد ، ديگر بعد از آن فرشته مي شويد و به آرامش دست پيدا مي كنيد.

[7:20] فوسوس لهما الشيطن ليبدي لهما ما وري عنهما من سوءتهما وقال ما نهكما ربكما عن هذه الشجرة الا ان تكونا ملكين او تكونا من الخلدين
[7:20] شيطان آنها را وسوسه کرد، تا بدن هايشان را که بر آنها پوشيده بود، نمايان کند و گفت: "پروردگارتان فقط به اين دليل شما را از اين درخت منع كرد، که شما را از فرشته شدن و دست يافتن به حيات جاودان بازدارد."

اما ما انسانها فراموشكاريم و به دور و بر خود زياد توجه نميكنيم و از آنها عبرت نمي گيريم. چه بسيار افرادي كه ثروتمندند ولي براي يك ذره آرامش در زندگي له له مي زنند. چه بسيار افرادي كه چندين زن و شوهر عوض كرده اند ، ولي هنوز آرامش ندارند. چه بسيار افرادي كه رشوه و رياكاري مي كنند ولي آرامش در زندگي ندارند و ...

فردي كه بخواهد با ارتكاب گناه ، آرامش بدست آورد ؛ بدون اينكه خود متوجه باشد ، وارد وادي خطرناكي شده است. زيرا ديگر چيزي روح او را سيراب نمي كند. به همين خاطر راه را اشتباهي ميرود. مثلا بعد از ارتكاب گناه ، متوجه ميشود كه آن آرامش بدست نيامد ، ناگهاني راه غلط را انتخاب ميكند و مثلا دنبال ماشين آخرين مدل ميرود و سعي ميكند از آن طريق زندگي آرامي را براي خود كسب كند. براي خريد ماشين آخرين مدل هم مجبور است كه همان گناهان قبلي را با شدت بيشتري انجام دهد. دقيقا به همين خاطر خداي قادر متعال مي فرمايد كه از قدمهاي شيطان پيروي نكنيد (لا تتبعوا خطوت الشيطن) . كسي كه دنبال قدمهاي شيطان برود ، بعد از گذاشتن چند قدم اوليه ، بدون شيطان هم بقيه را خودش طي ميكند.

2009/12/09

اخلاص و اطمينان به خدا


خداي مهربان قول داده است كه دعاها و خواسته هاي ما را برآورده كند (2:186). فقط بايد دعاها از ته دل باشد و نه فقط زباني. خيلي از مردم دعاهايشان برآورده نمي شود زيرا واقعا از خدا نمي خواهند. يعني به خدا اطمينان ندارند. مردم به خدا اطمينان و اعتماد نمي كنند. براي درك بيشتر موضوع يك مثال مي زنم:

ميگويند كه يك كوهنوردي در قله اي بلند مشغول بالارفتن مي شود. در مه و كولاك گير ميكند. اما او بسيار سرسختانه از كوه مشغول بالارفتن مي شود. پايش ليز مي خورد و سقوط ميكند. اما طنابي كه دور كمر خود بسته است او را نجات ميدهد و بين آسمان و زمين معلق مي شود. به علت مه و كولاك جايي را نمي تواند ببيند. در اين حالت نميداند چكار كند. كوهنورد از خداي قادر توانا كمك ميخواهد. از خدا ميخواهد كه او را از اين مخمصه و مشكل نجات دهد. چون خواسته كوهنورد از ته دل بود ، خداي مهربان خواسته اش را جواب مي گويد و به صورتي به كوهنورد الهام مي شود كه راه نجات بريدن طناب است. اما كوهنورد در مورد بريدن طناب شك مي كند. فكر ميكند كه با بريدن طناب ، به دره سقوط مي كند. و همين جوري معلق در هوا مي ماند. چند روز بعد گروه نجات يك كوهنورد منجمد را معلق در هوا مي بينند كه يخ بسته است و فقط نيم متر با زمين فاصله دارد. خدا جواب دعاي او را داده بود ، اما او به خدا اعتماد نكرده بود. اگر او به خدا اعتماد كرده بود و طناب را مي بريد ، نجات پيدا ميكرد.
خداي مهربان در قرآن كاملش مثال زيبايي در اين مورد ميزند. بني اسرائيل به دستور خدا اعتماد نمي كنند و همين باعث شد كه سالها از اورشليم دور بمانند. ترس از غير خدا باعث عدم اجراي فرمان خدا شد. اين يعني عدم ايمان و اعتماد به خدا.

[2:58] واذ قلنا ادخلوا هذه القرية فكلوا منها حيث شئتم رغدا وادخلوا الباب سجدا وقولوا حطة نغفر لكم خطيكم وسنزيد المحسنين
[2:58] به ياد آوريد که گفتيم: "به اين شهر وارد شويد، جايي که هر قدر روزي بخواهيد، مي يابيد. فقط با تواضع از دروازه وارد شويد و با مردم خوش رفتار باشيد. سپس گناهانتان را مي بخشيم و بر پاداش پارسايان مي افزاييم."

[2:59] فبدل الذين ظلموا قولا غير الذي قيل لهم فانزلنا على الذين ظلموا رجزا من السماء بما كانوا يفسقون
[2:59] اما ستمكاران در ميان آنها، دستورات ديگرى را به جاى احكامى كه به آنها داده شده بود، انجام دادند. درنتيجه، ما بر متجاوزان به خاطر ستمكارى هايشان بلايى از آسمان فرو فرستاديم.

ما بايد به فرمانها و الهامهاي خدا اعتماد و اطمينان كنيم. خوشبختي ما در گرو همين نكته است. خدا حتما دعاهاي خالصانه را جواب مي دهد. غير ممكن است كه خدا بين بنده هايش استثنا قائل شود. براي خدا نژاد و زبان و قوميت و مذهب مادرزادي بي اهميت است ؛ كافي است كه با او ارتباط برقرار كنيد. مشركين در داخل كشتي ميان موجهاي دريا گير مي افتند ، در اين حالت خالصانه از خدا نجات خويش را مي خواهند و خدا هم جوابشان را ميدهد. بعضي مردم به خدا اعتماد و اطمينان نمي كنند. بعضي مواقع خوشبختي در خانه شان را مي زند ، اما به علت طمع ، ترس و ... آن را پس مي زنند. او از خدا ميخواهد كه بچه اش شفا يابد ، اما همزمان از مقدسين خويش هم ميخواهد. اين نشان ميدهد كه او به خدا اعتماد نكرده است و به دعاي خويش و به خدا ايمان ندارد. او علاوه بر خدا به چيزها و جاهاي ديگر هم تكيه ميكند. اين نشانه خوبي براي دعاي غير خالصانه است. ايمان و اعتماد به خدا خيلي مهم است. براي درك بيشتر يك مثال ديگر مي زنم. ميگويند كه در يك جايي خشكسالي آمده بود ، فردي براي بارش باران از خدا طلب باران كرد. او آنقدر به خداي خويش ايمان داشت كه همزمان با دعا با خودش چتر برده بود. اين نشان از اخلاص او بود. چتر بردن او براي ريا نبود بلكه واقعا به خدا اطمينان داشت ؛ او اطمينان داشت كه خدا خواسته بندگانش را جواب ميدهد. خداي مهربان براي آرامش افرادي كه مستقيما از او ميخواهند ، ملائكه مي فرستد. ملائكه آرامش را براي اين افراد مي آورند. باور كنيد كارهاي خالصانه است كه جهان را درست ميكند. كسي كه به خدا اعتماد نكند يعني خالص نيست. بعضي مواقع فرد از خدا مي خواهد ، اما همزمان به چيزهاي ديگري هم تكيه مي كند. اين يعني عدم اخلاص. مثلا فرد از خدا مي خواهد كه آرامش را در زندگي به او بدهد. اما همزمان براي آرامش خويش از مال دنيا هم استفاده ميكند زيرا او به خدا ايمان ندارد و در كنار خدا به مال دنيا هم اطمينان كرده است. او براي آرامش خويش سعي در استفاده آخرين مدلها مي كند و به اين طريق عملا آرامش را از طريقي ديگر مي جويد.

[10:7] ان الذين لا يرجون لقاءنا ورضوا بالحيوة الدنيا واطمانوا بها والذين هم عن ءايتنا غفلون
[10:7] کساني که انتظار ديدار ما را ندارند و سرگرم اين زندگي دنيوي شده اند و با آن خوشنودند و نمي خواهند به مدارک ما توجه كنند؛

[22:11] ومن الناس من يعبد الله على حرف فان اصابه خير اطمان به وان اصابته فتنة انقلب على وجهه خسر الدنيا والاءخرة ذلك هو الخسران المبين
[22:11] در ميان مردم کسي هست که خدا را تحت شرايطي پرستش مي کند. اگر امور بر وفق مرادش پيش رود، راضي است، ولي چون گزندي به او برسد، چهره در هم مي كشد. پس او، دنيا و آخرت، هر دو را از دست مي دهد. چنين است باخت واقعي.

2009/10/07

تولد دوباره

آخرين چاره ترك گناه ، تولد دوباره

آيا تا بحال به مرحله ايي در زندگي رسيده ايد كه يك گناه را با علم بر آن چندين بار مكررا مرتكب شويد؟ آيا تابحال شده كه در هواي نفس خويش غرق شويد؟ چند بار با خودت عهد بستي كه از چشم خويش در نگاه هاي شهوت انگيز محافظت كنيد؟ چند بار اين عهد را شكستي؟ آيا تابحال شده كه در يك فيلم و يا يك سرگرمي چنان غرق شويد كه كلا آن روز نماز نخوانيد؟ و هزاران سوال ديگر كه ممكن است براي هركدام از ما پيش آمده باشد.

بعضي مواقع نفس آدمي سركش و چموش ميشود . مثلا تو ميداني كه بايد چشم را از نگاه شهوت انگيز حفظ كرد ، ولي مكررا و روزانه اين عمل شيطاني را مرتكب ميشويد ، در ضمن تو همه چيز ميداني ، ضررهاي اين عمل را هم ميداني ، ميداني كه اين كار چه عواقب خطرناكي براي نفس دارد ؛ اما باز هم سراغش ميرويد. چرا ؟ بارها توبه كرده ايد ولي براحتي توبه خويش را شكسته ايد و اين گناه در نظرت به يك چيز عادي تبديل گشته است. در اين حالت راه چاره چيست؟ واقعا راه حل چيست؟ چطوري نفس خويش را پاك كنيم؟ چطوري از اين مهلكه رهايي يابيم؟

بعضي ها راه حل شيطاني ارائه داده و ميگويند كه بايد آنقدر آن گناه را مرتكب شويم تا كه از چشم آدم بيفتد و بالاخره آن گناه را ترك كند. اما از نظر قرآن اين راه حل ، راه حل شيطان است نه خدا. خداي حكيم هيچوقت براي ترك گناه امر به انجام آن گناه نمي كند.

تجربه شخصي یکی از دوستان از زبان خودش : چند سال پيش در ماه رمضان يك روز بسيار تشنه بودم و دلم براي آب خنك بيتابي ميكرد. زماني كه وقت افطار شد ، هول شدم و بدون معطلي به طرف ظرف آب يخ حمله كردم. بدون اينكه روزه را با نام خدا افطار كنم ، بدون اينكه به ديگران در سر سفره توجه كنم. بدون اينكه نمازم را به جا آورم. بعد كه از آب سير شدم ، روحم احساس سنگيني ميكرد. انگار كه نفسم چندين رتبه تنزل كرده است. به عينه تنزل روحم را ديدم. همه چيز را ميدانستم ولي نتوانستم خودم را كنترل كنم.در اين حالت يك فكري به نظرم رسيد . تصميم گرفتم كه تا آخر ماه رمضان از آب خنك استفاده نكنم . اين تصميم را براي تنبيه نفسم خودم گرفتم. ابتدا مشكل بود ولي بعد از چند روز عادت كردم و آن عطش زياد به مرور از بين رفت. اما اگر اين كار را تكرار ميكردم و مثلا ميگفتم كه بابا آن همه دستپاچگي به خاطرتشنگي بود ، بعد از مدتي به اين كار عادت ميكردم و بكلي روزه روي من بي تاثير ميشد. بعد از يك ماه ممنوعيت ، تازه احساس كردم كه آن تنزل روح را تا حدي جبران كرده ام.

بله يك جاهايي نفس آدمي سركش و چموش ميشود و به اصطلاح معروف نافرماني ميكند. در اين حالت تنها راه چاره كشتن نفس است. دشمن اصلي آدمي شيطان است. هواي نفس همان وسوسه هاي شياطين است. وقتي يك دشمن بهت گير بده و به هيچ وجه دست بردار نباشد ؛ در اين حالت تنها راه چاره مبارزه است ، مبارزه با هواي نفس.

[2:54] واذ قال موسى لقومه يقوم انكم ظلمتم انفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا انفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم فتاب عليكم انه هو التواب الرحيم

[2:54] به ياد آوريد که موسي به قوم خود گفت: "اي قوم من، شما با پرستش گوساله به نفس خود ستم کرديد. پس به درگاه خالق خود توبه کنيد و نفس شيطاني خود را بکشيد که اين نزد پروردگارتان براي شما بهتر است." او توبه شما را پذيرفت. اوست آمرزنده، مهربان ترين.


در آيه بالايي بني اسرائيل نفسشان چموش ميشود ، زيرا آنان از بس كه فرمانهاي خدا را ناديده گرفته بودند ، به مرور زمان نفسشان تيره شده بود. زماني كه نفس آدمي تيره شود ، ديگر با منطق و فرمان عادي درست نميشود ، بلكه بايد او را كشت. بله خدا به آنها دستور ميدهد كه نفس خويش را بكشيد. كشتن نفس ، زندگي جديدي را براي شما به ارمغان مياورد. كشتن نفس از شما يك آدم ديگه ميسازد. كشتن نفس يك تولد ديگر است.اگر يك گناه را نميتوانيد ترك كنيد و بارها توبه كرده ولي مجددا به طرف آن گناه رفته ايد. اگر ميخواهيد كه يك آدم پاك باشيد و از منجلاب گناهان برهيد ، نفس خويش را بكشيد ، تا به يك آدم ديگر تبديل شويد ، تا دوباره از مادر متولد شويد ، تا زندگي شما 360 درجه تغيير كند. به آزمايشش مي ارزد.كشتن نفس از شما يك آدم ديگر ميسازد. كشتن نفس آخرين چاره است و خيلي از مواقع كارساز هم هست. با كشتن نفس خويش شما به يك آدم فوق العاده تبديل ميشويد ، چشم و گوش شما همان چشم و گوش قبلي است ولي روح شما و باطن شما همان قبليه نيست وبسيار به خدا نزديكتر شده ايد. فقط كافي است در كشتن نفس خويش ، هدفتان خدايي باشد. اين نكته خيلي مهم است كه در تنبيه نفس ، چه كسي را مد نظر قرار دهيد. اگر در تنبيه نفس ، خدا را در نظر نداشته باشيد ، دوباره به يك گودال ديگر خواهيد افتاد و دوباره در دام شيطان مي افتيد. جهت درك بيشتر چند مثال عرض ميكنم.

مثال يك : او به يك سريال تلويزيوني آنچنان علاقمند بود كه نمازش را هميشه از دست ميداد. معطل بود تا در وسط فيلم پيام بازرگاني پخش شود و بعد او در اين فرصت نمازش را بخواند. در اين حالت نفس او سركش شده است و نياز به تنبيه دارد. دراين حالت نفس او منطق حاليش نيست و بايد تحريم و تنبيه شود. ميتواني عمدا براي تنبيه نفس نماز را در حين پخش سريال بخواني و به اين طريق از هواي نفس اطاعت نكنيد.

مثال دو : او هميشه از يك مسير مشخص به سر كارش ميرفت و در اين مسير مكررا مشغول چشم چراني بود. اين عمل براي او به يك عادت تبديل شده بود ، همه چيز را هم ميدانست ، ميدانست كه خدا از اين كار منع كرده است و به مومنان دستور داده كه چشمشان را از نگاه هاي شهوت انگيز حفظ كنند ، اما با اين حال او قادر به كنترل خويش نبود. در اين حالت او ميتواند خود را مجبور كند كه از آن مسير عبور نكند و يا اينكه در حين عبور به هيچ نامحرمي نگاه نكند و به اين طريق نفس خويش را تنبيه كند. اين آخرين راه حل است. بله تنبيه نفس و تحريم نفس آخرين راه حل است. اما بايد توجه شود كه اين تنبيه ها را فقط بايد در مورد نفس خويش اجرا كنيد. اين تنبيه ها را نبايد به ديگران هم اجبار كنيد. هر كسي بايد براي كشتن نفس خويش ، خودش تصميم بگيرد . متاسفانه بعضي از مسلمانان به اسم امر به معروف ونهي از منكر ، به ديگران زور ميگويند و سلايق خويش را به ديگران تحميل ميكنند و اين با اسلام كه دين صلح و آشتي است منافات دارد. ما نبايد سلايق و ايده هاي شخصي خويش را به ديگران تحميل كنيم. هركسي بايد به روش خويش مشكل نفس خويش را تشخيص داده و نفسش را تنبيه كند و اين تنبيه فقط جنبه شخصي دارد. ما نبايد روشهاي تزكيه نفس خويش را به ديگران امر كنيم و آن را به يك قانون تبديل كنيم. زيرا اينجوري نتيجه برعكس ميدهد.

مثال سه : او هميشه با زنهاي فاميل جمع ميشود و مشغول غيبت ميشود. مدام مشغول بحثهاي چشم و هم چشمي است. او با علم به اين موضوع ، اين عمل خلاف را مرتكب ميشود. او قادر به ترك اين عادت غلط خويش نيست و به شدت باعث تنزل نفس خويش شده است. بايد در همه حال دانست كه نفسهاي ضعيف وارد بهشت نخواهند شد. در اين حالت او ميتواند جهت تنبيه نفس خويش ، اين جلسات را به يك طريقي كه خود تشخيص ميدهد ، بر خود تحريم كند. بله بعضي مواقع بايد نفس را كشت و الا كار دستتان ميدهد.

در كل اين چند مثال عرض شد تا كه منظورم را برسانم و الا در اين موارد مثال زياد است. در كل اگر نفس شما به طغيان رسيده است و چموش شده است بايد هرچه زودتر يك فكري براش بكنيد والا شما را وارد مرحله شرك ميكند و براي هميشه بدبخت ميشويد. اگر فكرهاي گناه آلود به فكرت زد ، فورا خودت را به يك چيز ديگري مشغول كن . به همين خاطر خداي مهربان ميفرمايد كه براي دوري از گناه از صبر و نماز كمك بگيريد. بله نماز براي اينه كه در فكر خدا فرو بريد و ديگر فكرهاي وسوسه انگيز شما قطع شود. اگر ميبينيد كه همسايه شما پوشاك آنچناني ندارد ، براي ترقي نفس خويش تو هم پوشاك گرانقيمت نپوش. اگر ميبينيد كه فاميل شما وضع مالي اش خوب نيست و تو كمكش نكرده ايد ؛ براي تنبيه نفس خويش ، غذاها و خرجهاي پر هزينه را بر خود تحريم كن (اين راه حلها را براي مثال عرض كردم ، شما خود ميتوانيد روش خويش را براي تنبيه نفس خويش بكارگيريد) . توجه كنيد كه اينها احكام ديني نيستند ، بلكه اينها روشهايي هستند براي كشتن نفس. خداي مهربان براي نفسهاي سركش دستور به كشتن داده است. اما باز هم تكرار ميكنم كه ما نبايد روشهاي كشتن نفس خويش را به اسم امر به معروف ونهي از منكر به ديگران تحميل كنيم. مثلا يكي مياد در رمضان آب يخ نمي نوشد و يا اينكه لباس با طرح خاصي را نمي پوشد، در اين حالت اينها احكام ديني نيستند و فقط تجربه هاي شخصي هستند و نبايد به اسم امر به معروف ونهي از منكر ، آن را به ديگران امر ونهي كرد. در واقع شما خودت اگر بتوانيد نفس خويش را كنترل كنيد ، بهترين امر به معروف و نهي از منكر را انجام داده ايد. هركسي بايد خودش شخصا نفس خويش را كنترل و تنبيه كند. در اين مورد نبايد هيچگونه اجباري به اسم دين اعمال شود زيرا در حالت اجبار ديگر آن عمل و تنبيه در مورد نفس كوچكترين اثري ندارد.

نفسهاي ضعيف وارد بهشت نخواهند شد. فقط نفسهاي مطمئن و پاك وارد بهشت خواهند شد. از همين حالا نفس خويش را تزكيه دهيد ، به فردا واگذار نكن. همين به فردا انداختنهاست كه باعث بدبختي آدمي ميشود.